همیشه در خیالتم اگر چه بی خیالمی
ازجمادی مردم و نامی شدم از نما مردم به حیوان سر زدم مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدن جمله دیگر بمیرم از بشر تا برارم چون ملائک بال و پر وز ملک هم بایدم جستن ز جو کل شئ ان هالک الا وجه بار دیگر از ملک پران شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم که انا الیه راجعون
چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت رو ارت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو روی قلبت هدیه داد
زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوسش داری
چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی
که یکباره زیر اوار غرورش همه وجودت له شده
چقدر سخته تو توی خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگب
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو
خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری
چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار
تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی
گل من باغچه نو مبارک