تبليغاتX
آغازی دوباره.زندگی جدید
باید فراموشت کنم / چندیست تمرین می کنم / من می توانم می شود / آرام تلقین میکنم / کم کم ز یادم میرئی این روزگار و رسم اوست!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 7:24 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
به خاطر خاطره هایت خاطرت در خاطرم خاطره انگیز ترین خاطره هاست
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
دوباره فال حافظ دوباره توی فالمی

همیشه در خیالتم اگر چه بی خیالمی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم به باغ خاطرم هر روز وهر شب تورا تنهای تنها دوست دارم.............
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
ارزش هر کس به اندازه حرفهاییست که برای نگفتن دارد...................
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ! بدان گونه که احساسش می کنند هست.........
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
پرنده رفتنی است پرواز را به خاطر بسپار............................!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 

ازجمادی مردم و نامی شدم از نما مردم به حیوان سر زدم مردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کی ز مردن کم شدن جمله دیگر بمیرم از بشر تا برارم چون ملائک بال و پر وز ملک هم بایدم جستن ز جو کل شئ ان هالک الا وجه بار دیگر از ملک پران شوم آنچه اندر وهم ناید آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم که انا الیه راجعون

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/13ساعت 1:36 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
سلام چرا واسم نظر نمی ذارین؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/13ساعت 1:24 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 

چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت رو ارت دزدید

و به جاش یه زخم همیشگی رو روی قلبت هدیه داد

زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی

که یکباره زیر اوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو توی خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی

اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگب

چقدر سخته وقتی  پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو

خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار

تو خودت بشکنی و اون وقت اروم زیر لب بگی

گل من باغچه نو مبارک

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/07ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
آری آغاز دوست داشتن است// گرچه پایان راه ناپیداست// من به پایان دگر نیندیشم// که همین دوست داشتن زیباست
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
آن کس که در هرجا دوستانی دارد، همه جا را دوست‌داشتنی می‌یابد
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  | 
روزگار استاد فراموشی هاست امیدوارم استاد نباشی!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/01ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط Dance macabre  |